کلمههایم زیاد بودند، درهم بودند، بهم ریخته بودند.. و من کلافهتر از هر زمان دیگری در زندگیام، نشسته بودم روبرویش...
وقتی شنید، جا خورد
استاد انگار باورش نمیشد دانشجویی که هرروز همراهش مریضهای بخش
برچسب:
نویسنده: سارا رحمانی
تاريخ: يکشنبه
1 دی
1398 ساعت: 4:43